خانه / تبلیغات و بازاریابی / زندگی خود را طراحی کنید (معرفی کتاب ‌+ خلاصه)

زندگی خود را طراحی کنید (معرفی کتاب ‌+ خلاصه)

خلاصه کتاب زندگی خود را طراحی کنید

چرا به ما قبولانده‌اند که سال‌های تحصیل، بهترین سال‌های زندگی ماست؟

چرا باید هر کس در هر رشته‌ای که درس خوانده کار کند؟

اصلاً فرض کنیم همسو بودن مسیر شغلی و رشته تحصیلی خوب است. آیا این چیزی است که واقعاً باید منتظرش باشیم؟

این‌ها سوال‌هایی هستند که در نخستین صفحات کتاب زندگی خود را طراحی کنید با آن‌ها روبرو می‌شوید.

بیل بورنت (Bill Burnett) و دیوید ایوانس (David Evans) نویسندگان کتاب، توضیح می‌دهند که وقتی در آمریکا سه چهارم کسانی که کار می‌کنند، شغل‌شان به رشته تحصیلی‌شان مربوط نیست، آیا ایجاد این انتظار در جوانان که باید شغلی متناسب با رشته تحصیلی‌ات داشته باشی، از همان ابتدا تضمینی برای ایجاد نارضایتی و دور شدن از شادمانی در باقیمانده‌ی زندگی نیست؟

درباره‌ی نویسندگان کتاب زندگی خود را طراحی کنید

در نگاه اول با مشاهده‌ی نام کتاب و عنوان فرعی آن – چگونه زندگی خوب و شادی برای خود بسازیم – ممکن است فکر کنید با یک کتاب انگیزشی مواجه هستید: همان حرف‌های مبهم و کلی که سخنرانهای انگیزشی مطرح می‌کنند و چند ساعت پس از شنیدن حرف‌هایشان، همه چیز به حالت عادی بازمی‌گردد.

پرفروش بودن کتاب هم می‌تواند این گمان را تقویت کند.

اما با جستجوی نام Bill Burnett و David Evans در وب، می‌بینید که این دو نفر یکی از دوره‌های پرمخاطب دانشگاه استنفورد را تحت عنوان طراحی زندگی اجرا می‌کنند و مرکزی تحت عنوان لابراتوار طراحی زندگی یا Life Design Lab نیز در استنفورد تأسیس کرده‌اند.

چگونه زندگی خود را طراحی کنیم - عکسی از نویسندگان کتاب - بیل بورنت و دیوید ایوانس

منبع عکس: نیویورک تایمز (سمت چپ بیل بورنت و سمت راست دیوید ایوانس)

هر دو نفر تجربه‌های متنوعی در زمینه‌ی طراحی داشته‌اند و مثال‌ها و خاطرات متنوعی از تجربه طراحی در شرکتهای اپل (Apple) و الکترونیکس آرتس (EA) را توشه‌ی راه خود کرده‌اند.

نویسندگان، کتاب چگونه زندگی خود را طراحی کنیم را به زبان بسیار ساده نوشته‌اند. اما ساده بودن در این‌جا به معنای سطحی بودن نیست. بلکه اتفاقاً مشخص است کوشیده‌اند مفاهیم عمیق و مهم را به زبانی بسیار ساده در اختیار مخاطب قرار دهند.

به عنوان مثال اگر بحث‌هایی که در کنترل مدیریت و طراحی شاخص و داشبورد مطرح شده را به خاطر بیاورید، به خوبی می‌توانید با دیدن نمودارهای متعددی به شکل زیر در کتاب، متوجه شوید که نویسندگان کوشیده‌اند داشبوردهای کنترلی را برای جنبه‌های مختلف زندگی طراحی کرده و در اختیار خواننده قرار دهند.

چگونه زندگی خود را طراحی کنیم - عکس از صفحات کتاب

طراحی زندگی با تفکر طراحی امکان پذیر است

کلمه‌ی طراحی در عنوان کتاب چگونه زندگی خود را طراحی کنید (Designing Your Life) به صورت کاملاً آگاهانه و هوشمندانه انتخاب شده و به‌کار بردن آن تصادفی نیست.

نویسندگان، دقیقاً به همان مفهومی که تحت عنوان تفکر طراحی مطرح می‌شود، اشاره دارند.

[درس مرتبط: تفکر طراحی ]

بسیاری از ما فکر می‌کنیم که یک شکل کامل و ایده‌آل برای زندگی ما وجود دارد که باید آن را پیدا کرده و به سمتش حرکت کنیم. بر سر دوراهی‌ها خود را با این سوال مواجه می‌بینیم که: کدام‌یک از این راه‌ها، به آن زندگی ایده‌آل و کامل که در انتظار من است، منتهی می‌شوند؟

این دقیقاً همان چیزی است که نویسندگان کتاب با آن مخالف هستند.

اگر بخواهیم خلاصه کتاب چگونه زندگی خود را طراحی کنیم را در چند جمله بیان کنیم، باید چنین بگوییم:

زندگی ایده‌آل شما وجود ندارد و در هیچ‌جا منتظرتان نیست.

هیچ‌کس هم نمی‌داند آن زندگی ایده‌آل چیست و چگونه باید باشد.

درست همان‌طور که هیچ کسب و کاری نمی‌داند، محصول ایده‌آل چیست و دقیقاً چه ویژگی‌هایی دارد.

کسب و کارها در مسیرِ طراحی محصول بهتر حرکت می‌کنند و شما نیز باید در مسیر طراحی زندگی بهتر حرکت کنید.

معیارها و نشانه‌های بسیاری وجود دارد که بدانید در این مسیر هستید؛ اما این‌که منتظر باشید در مسیر زندگی به نقطه‌ای برسید و بگویید این همان مقصدی بود که در انتظارش بودم یک اشتباه بزرگ است.

وزن هست؛ با پذیرش این واقعیت، مسئله را حل کنید

اشتباه نیست اگر بگوییم تمام کتاب، درباره‌ی هنر حل مسئله است و می‌کوشد مهارت حل مسئله ما را افزایش دهد. اما نه مسئله‌های تولید و تجارت و کسب و کار؛ بلکه مسئله های زندگی.

نویسندگان کتاب بارها تأکید می‌کنند که برای حل بسیاری از مسئله‌ها، باید عادت کنیم آن‌ها را در چارچوب متفاوتی ببینیم و اتفاقاً خودشان هم همین ابزار را به شیوه‌های مختلف در کتاب‌شان به‌کار گرفته‌اند.

آن‌ها برخی از مطالب و نکته‌هایی را که همه‌ی ما کمابیش می‌شناسیم و می‌دانیم، در ظرفِ تازه‌ای ریخته‌اند و با نامی تازه روبرویمان قرار داده‌اند، تا بتوانیم دوباره، بهتر و دقیق‌تر، به آن‌ها نگاه کنیم.

به عنوان یک مثال، می‌توانیم به Gravity Problems یا مسئله‌هایی از جنس گرانش اشاره کنیم.

فرض کنید کسی در حال دوچرخه‌سواری است و هنگام رکاب‌زدن در سربالایی با شما صحبت می‌کند:

من یه مشکل جدی دارم و نمی‌دونم باهاش چیکار کنم.
مشکلت چیه؟
 گرانش.
گرانش؟ مشکلت گرانشه؟
 آره. اعصابمو به هم ریخته. هی حس می‌کنم دارم سنگین‌تر می‌شم. این گرانش لعنتی منو ول نمی‌کنه. انگار می‌خواد منو بِکِشه پایین!

بیل بورنت و دیوید ایوانس در ادامه می‌گویند: شاید به نظرتان احمقانه بیاید.

ولی ما مدام نمونه‌های بسیاری از این نوع مشکلات گرانشی را می‌شنویم. مشکلاتی که واقعی نیستند.

چرا واقعی نیستند؟ چون وقتی از طراحی زندگی حرف می‌زنیم، مانند یک طراح به همه‌ی کارها، فعالیت‌ها و مسئله‌هایی که می‌توانند به اقدام منتهی شوند، توجه می‌کنیم. بعضی چیزها را بهتر است به عنوان شرایط مسئله بپذیریم. زندگی فکت‌ها و واقعیت‌هایی هم دارد که بهتر است به جای انکار آن‌ها یا تلاش برای تغییر دادن آن‌ها و فرسوده شدن، سعی کنیم با هنر حل مسئله از کنارشان عبور کنیم.

بله.

گرانش هست. نیروی جاذبه و وزن وجود دارد.

حتی می‌توان بر آن‌ها غلبه هم کرد؛ چنان‌که هواپیماها و موشک‌ها و مراکز فضایی این کار را کرده‌اند.

اما حل مشکل گرانش، مسئله‌ی ما – که سرگرم دوچرخه‌سواری هستیم – نیست. ما می‌خواهیم تجربه‌ی بهتری از دوچرخه‌سواری خود داشته باشیم.

مثلاً شاید مشکلات زیر را بتوانید به عنوان مسائل گرانشی در نظر بگیرید:

  • در فرهنگ ما شاعران درآمد ندارند. اصلاً به اندازه‌ی کافی به شاعران احترام نمی‌گذارند.
  • شرکتی که من در آن کار می‌کنم، توسط یک خانواده در پنج نسل متوالی اداره شده است. من برای آن‌ها همیشه یک غریبه هستم.
  • چون پنج سال کار نکرده‌ام، الان کار پیدا کردن برام خیلی سخت‌تر شده.

چگونه زندگی خود را طراحی کنیم (مروری کوتاه بر عناوین فصل‌ها)

ما باز هم در مجموعه درس‌های چگونه شاد باشیم و نیز برنامه ریزی و نظم شخصی، به سراغ کتاب طراحی زندگی می‌آییم و از حرف‌ها و توصیه‌ها و ایده‌های آن استفاده خواهیم کرد.

بنابراین فعلاً صرفاً در حد معرفی و اشاره به فهرست، برخی از فصل‌های کتاب را در یک جمله مرور می‌کنیم:

  • جایی را که هستید بپذیرید.
  • قطب‌نمای خود را بسازید و در جهت درست تنظیم کنید.
  • راه‌ها [گزینه‌ها]ی پیش رو جستجو کنید و بیابید.
  • مثل یک طراح فکر کنید.
  • برای شکست زود شکست خوردن و زیاد شکست خوردن آماده باشید (دیر شکست خوردن می‌تواند خطرناک‌تر باشد)
  • چگونه کار پیدا کنیم؟ چه می‌شود که بیکار می‌مانیم؟
  • شاد بودن را “انتخاب” کنید
  • طراحان، شکست نمی‌خورند. بلکه با آزمودن هر گزینه، یک گام به جلو می‌روند.
  • به اطرافیان خود مانند یک تیم نگاه کنید (هر چند شکل ظاهری، شبیه یک تیم به مفهوم سنتی آن نباشد)

توضیح: کتاب Designing Your Life در ایران توسط رضا جمشیدی صفا ترجمه و به همت انتشارات فرادانش البرز منتشر شده است. تصمیم گرفتیم  برای نوشتن نام‌های Bill Burnett و David Evans به زبان فارسی نیز، از الگویی که ناشر انتخاب کرده استفاده کنیم.

تمرین

آیا شما هم نمونه‌هایی از مشکلات گرانشی را از اطرافیان خود شنیده‌اید؟

مثال‌هایی دارید که بیشتر در ذهن‌تان مانده باشد؟

 

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟

هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟

آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با درج نام کاربری و ایمیل خود می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

اطلاعات ثبت نام

 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه کارگاه زندگی شاد


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

مراحل برندینگ Branding  – استراتژی ۱۰ مرحله ای برندینگ عملیاتی

تشریح مراحل برندینگ – اجزای عملیات برندینگ در این مقاله در خصوص مراحل برندینگ بحث …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *